ویلای جناب فلاح

پروژه داخلی جناب حیدری

طراحی نما جناب حیدری

اجرای پروژه جناب اکبری

پروژه داخلی خانوم فرجی

مسکونی خانوم فخار

مسکونی جناب اکبری

مسکونی جناب احیایی

ایده اصلی طراحی این نما بر پایه‌ی سبک‌سازی حجم و ایجاد حس معلق بودن شکل گرفت،به این منظور که وقتی ناظر نمای  ساختمان را ببیند به وضوح توان تشخیص عناصر اصلی ساختمان از جمله تیر و ستون را نداشته باشد و برای رسیدن به این هدف ،پنجره ها در بین دوطبقه به صورت عمودی کشیده و با هم ترکیب شدند تا مرز بین طبقات محو شود و سطحی یکپارچه ایجاد گردد. این یکپارچگی علاوه بر بهبود نورگیری داخلی، باعث شد نمای ساختمان سبک‌تر و شناورتر به نظر برسد. همچنین استفاده از قاب‌های ثانویه و پوسته‌های برجسته روی بازشوها، با جلو و عقب‌نشینی کنترل‌شده، لایه‌ای تازه به نما اضافه کرد که حس معلق بودن را تقویت می‌کند. در طراحی جبهه‌ی اصلی، با ایده گرفتن از خانه وانا ونتوری اثر رابرت ونتوری،طراحی به گونه ای انجام شده که دو نمای اصلی پروژه تا حدودی از هم جدا بنظر برسند. بالکن‌های جداره شمالی عمداً به گونه‌ای در حجم پنهان شده‌اند که از نگاه مستقیم قابل تشخیص نباشند. بنابراین کسی که از روبه‌رو به ساختمان نگاه می‌کند، با نمایی ساده و یکپارچه مواجه می‌شود؛ اما با تغییر زاویه دید و حرکت به سمت شمال، حضور بالکن‌ها آشکار می‌گردد. این ویژگی نوعی غافلگیری مثبت ایجاد کرده و نما را از یکنواختی بیرون می‌آورد. در عین حال، برای آنکه پروژه در بافت شهری دچار عدم تعلق نشود، دو جبهه‌ی اصلی با یکدیگر ترکیب شده‌اند تا زبان مشترکی بین آن‌ها برقرار گردد. این هم‌نشینی سبب شد نما ضمن داشتن هویت مستقل و ایده‌ی معلق بودن، با محیط اطراف خود نیز هماهنگ باقی بماند.

مسکونی جناب خوارزمی

در شهری که نماها یکی پس از دیگری به هم شبیه می‌شوند و هویت معماری روزبه‌روز کم‌رنگ‌تر می‌گردد، ما در برابر زمینی کوچک و چالشی در شادآباد تهران ایستاده‌ایم. زمینی به عرض ۶ متر و طول ۱۹/۶۰ متر که محدودیت‌هایش ما را واداشت به‌جای تکرار الگوهای رایج، به بازاندیشی معماری بیندیشیم.

ایده‌ی طراحی این پروژه بر پایه‌ی بازخوانی عناصر بنیادی معماری شکل گرفت. همان‌طور که لوکوربوزیه در دیاگرام «دمینو» نشان می‌دهد، اگر تمام اجزای یک بنا را حذف کنیم، تنها کف، ستون و پله باقی می‌مانند؛ عناصری که ماهیت فضا را تعریف می‌کنند و نمی‌توان آن‌ها را از ساختمان گرفت. در این پروژه تلاش کردیم این عناصر را در نما به حالت تعلیق درآوریم؛ گویی نما دیگر بازتاب مستقیم درون نیست، بلکه پوسته‌ای مستقل است که رابطه‌ی بیرون و درون را مبهم و معلق می‌سازد.

این رویکرد به ما اجازه داد تا نمای ساختمان را نه صرفاً یک سطح تزئینی، بلکه ابزاری برای بازاندیشی رابطه‌ی فضای داخلی و شهر ببینیم. در طراحی جزئیات، سه استراتژی اصلی دنبال شد:

  1. تغییر وضعیت پنجره ها: پنجره‌ها به‌گونه‌ای طراحی شدند که میان دو طبقه امتداد یابند. این امتداد باعث می‌شود بیننده نتواند به‌سادگی تشخیص دهد که آیا فضا دوبلکس است یا خیر. همچنین با ایجاد پنجره‌هایی وسیع، مرز میان کاربری‌ها از دست می‌رود؛ جایی که از بیرون فضا شبیه به نشیمن به‌نظر می‌رسد، اما در واقعیت چنین نیست. بدین ترتیب خوانایی مرسوم نما به تعلیق درمی‌آید.
  2. بالکن و قلب نما: دو بالکن در مرکز نما جای گرفتند و با متریالی متضاد برجسته شدند. میان این دو بالکن، شکافی باریک نیز به همان رنگ تعبیه شد تا تداعی‌کننده‌ی یک جریان در قلب نما باشد؛ شکافی که نما را از یک سطح یکنواخت به فضایی پویا و چندلایه بدل می‌کند.
  3. پویایی:با جابه‌جایی حجمی ساده، عمق، پویایی و سایه‌اندازی متغیری در نما ایجاد شود که در طول روز کیفیتی زنده و پویا به بنا می‌بخشد.

در نهایت، نمای این ساختمان کوچک در بافت فرسوده‌ی شادآباد، تلاشی است برای بازگرداندن معنا به خانه‌ها، ایجاد تنوع در سیمای شهری، و نشان دادن اینکه حتی در زمین‌هایی محدود و چالشی نیز می‌توان دست به نوآوری و بازآفرینی زد.